از رسیدن تا ماندن در قله موفقیت چه راهی پیش روی ماست؟

عملکرد ضعیف تیم ملی والیبال کشورمان در لیگ جهانی ۲۰۱۷ و عدم راهیابی آنان به دور دوم این مسابقات بسیاری از دوستداران این تیم دوست داشتنی را با این سوال مواجه کرده است که: چرا تیمی که عطش بُردن در آن موج می زد و به راحتی تیم های طراز اول جهان را به چالش می کشید چنین منفعل، کسل و رخوت زده شده است؟ مگر نه این که همین تیم والیبال بود که عادت کرده بودیم روی اختلاف سِت هایش با تیمی که می برد بحث کنیم، نه مانند اکنون که گاهی در آرزوی تصاحب یک سِت از هوش می بردمان؟! مگر همین تیم نبود که موجی از کودکان و نوجوانان را در کوچه ها و پارک ها به سوی والیبال کشاند و کم کم شد ورزش مورد علاقه ی خیلی از آن ها؟ مگر همین تیم نبود که خیلی از نوجوانان قهرمانان شان را در آن می جُستند؟ جستار زیر تلاش می کند به آسیب شناسی این اتفاق از منظر روانشناسی موفقیت و رهبریت شخصی و تیمی بپردازد، و برای برون رفت از موارد مشابه راهکار پیشنهاد دهد.

عکسی از تیم ملی والیبال ایران در لیگ جهانی 2017، پیش درآمدی بر تحلیل ماندگاری در قله موفقیت

او که رسید …

رسیدن به قله موفقیت مرهون هماهنگی تعداد بسیار زیادی از موارد گوناگون با هم است. یک سلسله از موارد بایستی در کنار هم قرار گیرند، با یکدیگر سینرژی داشته باشند و از همه مهمتر شیمی شان به هم بخورد تا قله دست یافتنی بشود. قله موفقیت هر کس اوج آرزو های اوست در مسیر توسعه فردی و یا توسعه شغلی او. رسیدن به قله اوج حسِ رسیدن ماست که خود از زنجیره ای طولانی از خرده فعالیت ها و خرده مسئولیت ها و در نتیجه خرده حس های رسیدن تشکیل شده است؛ درست مانند یک کوهنورد که ایستگاه ها و کمپ های متفاوتی را طی می کند تا پس از مدتی طولانی تر پرچم ش را روی قله بکوبد. او که به قله موفقیت می رسد از بسیاری از دام های مسیر مانند ترس از موفقیت، خطای برنامه ریزی، اثر ضربه ی گلف و … به سلامت عبور می کند، به قله که می رسد رو به افق می ایستد، دستانش را باز می کند و نفسی عمیق می کشد، در حالی که شاید از این نکته غافل باشد که یک دام عمیق دیگر همین چند قدمی او انتظارش را می کشد!

او که ماند …

رسیدن به قله موفقیت — از جنس زندگی شخصی یا زندگی حرفه ای — آسان نیست، اما ماندن در قله به مراتب دشوار تر است. وقتی قله موفقیت پس از تلاش های فراوان و هوشمندی ویژه ای که در بالا به آن اشاره شد دست یافتنی شد، طاعونی سراغ آدم می آید که کمتر کسی را یارای مقابله با آن است: خستگی از ناب بودن! چه بسیار ورزشکارانی که در بهترین نقطه ی حرفه ای خویش ایستادند و درست وقتی که هیچ کس انتظارش را نداشت محو شدند. مثال های سینمایی ش با شما. مثال های پر تعداد علمی ش با شما. مثال های متداول شخصی اش در میان دوستان و فامیل، با شما. همین تیم ملی والیبال کشورمان مگر نبود؟ در مسابقات لیگ جهانی امسال سایه ای کمرنگ از تیم سال های پیش ش نیز نبود. آن ها خسته شده بودند. آن ها از ناب بودن، در قله بودن، خوب بودن، خسته شده بودند. به همین سادگی. وقتی هدف رسیدن به قله باشد و هیچ برنامه ای برای بعد از آن موجود نباشد، همین می شود: خستگی از ناب بودن. گویی کار تمام شده است، در صورتی که تازه کار شروع شده است. پارادوکس اینجاست که به قله می رسیم که شرایط بهتری را برای خودمان رقم بزنیم، تا از آن شرایط بهتر بهره برداری کنیم، اما درست همان موقع که به قله می رسیم خواب مان می گیرد و تلوتلو می خوریم و در آن چاه عمیق فرو می رویم. تیم ملی والیبال ما وقتی با تلاش، مدیریت درجه یک و دعوت از مربیان درجه یک جهانی به جایگاهی رسید که تیم های رنکینگ بالای دنیا مثل لهستان و برزیل هم آن ها را یک خطر برای خودشان به حساب آوردند، وقتی پنجم المپیک شدند، دقیقا در روزهایی که بازیکنان ش می بایست به فکر لژیونر شدن می بودند و یک زندگی حرفه ای در طراز جهانی، مدیریت ش متزلزل می شود، مربیانش تعویض می شوند و از همه مهمتر این که بازیکنانش از موفقیت اشباع می شوند! دیگر بردن یک سِت دغدغه بازیکنان تیم ملی والیبال نبود، دیگر برای عقب نیفتادن از حریف تمرکز نداشتند، و بعد از یک امتیاز حیاتی دیگر از آن شادمانی های همیشگی خبری نبود. میل پیروزی، میل به ناب بودن، و در نهایت میل به سکونت در قله غایب بزرگ اردوی پسرهای ما در ژوئن ۲۰۱۷ بود.

راهنمای ماندن در قله!

آیا می دانستید اکثر ستارگان پر ارزش لیگ بسکتبال کهکشانی NBA برای خودشان یک مربی موفقیت شخصی دارند؟ داریم درباره ی NBA صحبت می کنیم، نهایت آرزوی یک بسکتبالیست حرفه ای. جایی که رقم قراردادهایش امسال به طور متوسط ۲۵ میلیون دلار است! ستاره های ۲۵ میلیون دلاری نیک می دانند باید بسیار بسیار زیاد مراقب خودشان باشند. آن ها نیامده اند که سوسویی بزنند و غیب شان بزند یکهو. آن ها آمده اند جاودانه شوند؛ اصلا جایی مثل NBA محل جاودانگی ست و غیر از این را نمی پذیرد. آن ها می دانند اگر می خواهند قله را نه برای جاذبه های توریستی ش و تماشای چند روزه، که برای ماندن و قرار انتخاب کنند، نیاز به تمرین تکنیک های رهبریت شخصی دارند. یک انسان حرفه ای در هر حوزه ای که فعالیت کند، یک اصل مهم را می داند: مراقبت از خود. موفقیت مراقبت می خواهد، خاصه این که بخواهیم پایدارش کنیم.

ظرفیت هر فرد در برخورد با حس های رسیدن مختلف، هضم آن ها، و بهره برداری از آن ها به عنوان سوخت مورد نیاز برای پیش روی هر چه بیشتر در مسیر موفقیت بایستی با آموزش صحیح به صورت هوشمند در حالت تنظیم خودکار باشد تا وی هیچ گاه برخورد با دیواره های فریم وُرک مسیر را تجربه نکند. در چنین حالتی است که رسیدن به قله موفقیت به یکی از اهداف در زندگی شخصی و شغلی ما تبدیل می شود، و برای ماندن در قله و پیوستن به ساکنین کم تعداد آن برای همیشه نیاز به گسترش ظرفیت، پذیرش آموزش های جدید، بروز خلاقیت، تعریف اهداف و خرده اهداف جدید، تلاش مضاعف و بالاخره لذت همیشگیِ خستگی ناپذیر از حس نابِ موفقیت حس می شود.

احسان گرجی

مدرس رهبری و توسعه فردی

به ساکنین قله موفقیت پیشنهاد می کنیم

تمام جُستارهای توسعه فردی
تمام جُستارهای پیشرفت شغلی
تمام جُستارهای موفقیت
1 پاسخ
  1. سمیرا قلی زاده
    سمیرا قلی زاده says:

    چه چالش برانگیز همراه با نکات ظریف و لطیف!

    پس مراقب خود، حس ها و موفقیت هایمان باشیم تا با دیواره های فریم ورک مسیر برخورد نکنیم و به ساکنین کم تعداد قله بپیوندیم.

    پاسخ

دیدگاه شما

نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغات نارنگ، خبرنامه ی آرنجینک